غلامعلى صفايى
166
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
فهميده مىشود و بر امتناع ديگر مصاديق اصلا دلالتى ندارد ، به خلاف قول جمهور كه مىگويند در تمامى موارد « لو » بالوضع دلالت بر انتفاء و امتناع جواب و شرط دارد . ثم تارة يعقل بين الجزأين ارتباط : دانستيم كه « لو » دلالت بر امتناع و عدم تحقق مضمون جمله شرط در زمان ماضى مىكند و اگر بين مضمون جمله شرط و جواب ارتباط سبب و مسببى مساوى بود يعنى شرط سبب منحصر ايجاد جواب بود ، پس آن جمله عقلا بر امتناع و عدم تحقق جواب نيز دلالت مىكند ، در اينجا بحث پيرامون اين است كه انواع ارتباطات بين جمله جواب و شرط بررسى شود و بيان گردد كه كداميك از آنها عقلا يا شرعا يا عرفا دلالت بر امتناع و عدم تحقق جواب نيز دارد ، بايد دانست كه گاهى : 1 - ارتباط مناسب ( يعنى ارتباط سبب و مسببى ) در جمله شرطيه در خارج بين دو جزء آن يعنى شرط و جواب وجود دارد كه اين خود بر سه قسم است : الف - شرع اسلام يا عقل بشرى در مواردى اين ارتباط را واجب و حتمى مىداند و اين در آن مواردى است كه جزء دوّم ( جواب ) منحصرا به سبب تحقق جزء اول ( شرط ) در خارج ايجاد مىشود . در اين صورت از امتناع اول - شرط - كه « لو » دلالت بر آن دارد امتناع و عدم دوّم - جواب - عقلا و شرعا فهميده مىشود ، مانند آيهء شريفهء : اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْناهُ آياتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطانُ فَكانَ مِنَ الْغاوِينَ وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها ( الأعراف / 175 و 176 ) « لو » در اين آيه دلالت بر امتناع و عدم مشيت خداوندى دارد و چون شرع و كتاب آسمانى ، رفعت مقام آن شخص را به واسطه قبولكردن آن آيات ، مسبب از مشيت الهى مىداند پس شرع سبب رفعت آن شخص را منحصر در مشيت خداوند متعال مىداند ، لذا با عدم مشيت خداوندى بر رفعت و علّو آن شخص ، شرع عدم رفعت او را قطعى مىداند . معناى آيه : « بخوان بر مسلمين داستان كسى كه داديم او را آيات و